خرید بک لینک

ابن ابيالحديد در شرح نهج البلاغه مينويسد: علي (عليهالسلام) عابدترين مردم و از نظر نماز و روزه از همه بيشتر نماز ميخواند و روزه ميگرفت، مردم از او نماز شب را آموختند، و ملازمت به اوراد و اذكار و به پاداشتن نافله را از او ياد گرفتند، چه گمان خواهيد برد دربارهي كسي كه سفرهي مرگ برايش ميان دو صف در جنگ صفين گسترده شد در ليلة الهرير يعني شبي كه دشمن از ترس شمشير صداي سگ سر ميدادند در اين حال تير مثل باران به سويش پران بود از طرف راست و چپ گوشش تير ميباريد و براي اين كار آسايش نكرد، از جا بلند نشد تا از نمازش فارغ شد و انجام وظيفه كرد، چه گمان ميبريد به مردي كه پيشانيش مانند سينهي شتر پينه بسته بود به جهت سجدههاي طولاني، الي آخره.(1)

1.قادتنا كيف نعرف، ج 4، ص 141، به نقل ازسايت قنوت دات نت.

آيت اللَّه شيخ جواد كربلايي ميگويد:
«جناب آيت اللَّه بهجت در جديت در نماز شب و گريه كردن در نيمههاي شب مخصوصاً شبهاي جمعه كوشا بودند. يكي از علما و مشاهير به من فرمودند كه: شب جمعه در مدرسه سيد در نجف اشرف درنيمه شب بنده شنيدم با صداي حزين و ناله و گريه در حالي كه سر به سجده گذاشته بود مكرراً به حق تعالي عرضه ميداشت: «الهي من لي غيرك، أسئله كَشفَ ضُرّي وَ النَّظَرَ في أمْري»(1).
1. برگي از دفتر آفتاب، ص50.

حجت الاسلام علي محدّث زاده درباره پدرش مرحوم حاج شيخ عبّاس قمي (ره) مي گويد:
يك روز صبح پدرم برخاست و شروع به گريه كردن نمود، از او پرسيدم: چرا اشك مي ريزيد؟
فرمود: براي اين كه ديشب نماز شب نخواندم!
گفتم: پدر جان! نماز شب كه مستحب است و واجب نيست، شما كه ترك واجب نكرده ايد و حرامي به جا نياورده ايد، چرا اين طور نگرانيد؟
فرمود: فرزندم! نگراني من از اين است كه من چه كرده ام كه بايد توفيق نماز شب خواندن از من سلب شود؟(1)
1.اصحاب امام صادق (عليه السلام )، ص 16به نقل ازداستانهاي شيرين از نماز شب، سيد عبدالله حسيني.

از كرامات آخوند ملا عبدالله يزدي - كه استاد ملا حسين پدر شيخ بهائي است، و صاحب حاشيه بر تهذيب منطق است، و مشهور به علامهي يزدي بود، و استاد ملا عبدالله ملا جلالي دواني بوده است - اين است كه او وقتي وارد اصفهان شد پاسي از شب گذشت آخوند به توجه باطن و چشم دل نظر كرد به شهر اصفهان بلافاصله دستور داد كه از اين شهر كوچ نمائيد و بيرون شويد؛ زيرا كه ميبينم چندين هزار بساط شراب در اين شهر گستردهاند ميترسم خداي تعالي عذابي نازل كند ما هم در آتش بسوزيم، ملازمان بارها را بستند، ملا عبدالله هم سوار شد كه از اصفهان خارج شوند هنوز از اصفهان بيرون نيامده هنگام سحر شد آخوند ملا عبدالله بار ديگر چشم دل را گشود و نگاهي به شهر اصفهان كرد و دستور داد برگرديد به اصفهان، زيرا كه ميبينم چندين هزار سجاده گسترده و نماز شب ميخوانند و نيايش ميكنند، دوباره به منزلي كه در شهر اصفهان داشت مراجعت كرد، چون ميدانست نماز شب خوانان به واسطهي نماز شب هر گونه بلائي را از شهر اصفهان دفع ميكنند.(1)
1.قصص العلماء، ص 134 يا 234، احوال شيخ بهائي، به نقل از سايت قنوت دات نت.

يكي از شاگردان ميرزا جواد آقاي ملكي نقل ميكند كه آقا روزي پس از پايان درس به حجرهي يكي از طلاب در مدرسه دارالشفا رفت، من هم در خدمتش بودم، به حجرهي طلبه وارد شد پس از اداي مراسم احترام و اندكي جلوس برخاست و رفت، سبب پرسيدم، پاسخ داد: شب گذشته هنگام سحر فيوضاتي بر من افاضه شد كه فهميدم از ناحيهي خودم نيست، چون توجه كردم ديدم اين طلبه براي شب زندهداري برخاسته و در نماز شبش به من دعا ميكند فهميدم اين فيوضات بر اثر دعاي اوست.(1)
1. مردان علم در ميدان عمل، ج 3، ص 122 به نقل ازسايت قنوت دات نت.

آقاي نظام التوليه سركشيك آستان قدس رضوي نقل كرد كه:
شبي از شبهاي زمستان كه هوا خيلي سرد بود و برف مي باريد، نوبت كشيك من بود. اول شب خدام آستان مباركه (حضرت رضا عليه السلام) به من مراجعه كردند و گفتند به علت سردي هوا و بارش برف زائري در حرم نيست، اجازه دهيد حرم را ببنديم، من نيز به آنان اجازه دادم. مسئولين درها را بستند و كليدها را آوردند و مسئول بام حرم مطهر آمد و گفت: حاج شيخ حسنعلي اصفهاني از اول شب تاكنون بالاي بام و در پاي گنبد مشغول نماز مي باشند و مدتي است كه در حال ركوع هستند و چند بار كه مراجعه كرديم ايشان را به همان حال ركوع ديديم، اگر اجازه دهيد به ايشان عرض كنيم كه مي خواهيم درها را ببنديم.
گفتم: خير، ايشان را به حال خود بگذاريد، و مقداري هيزم در اطاق پشت بام كه مخصوص مستخدمين است بگذاريد كه هرگاه از نماز فارغ شدند استفاده كنند و در بام را نيز ببنديد.
مسئول مربوطه مطابق دستور عمل كرد و همه به منزل رفتيم. آن شب برف بسياري باريد. هنگام سحر كه براي باز كردن درهاي حرم مطهر آمديم، به خادم بام گفتم برو ببين حاج شيخ در چه حالند. پس از چند دقيقه خادم مزبور بازگشت و گفت: ايشان همان طور در حال ركوع هستند و پشت ايشان با سطح برف مساوي شده است معلوم شد كه ايشان از اول شب تا سحر در حال ركوع بوده اند، نماز ايشان هنگام نماز اذان صبح به پايان رسيد.( 1)
1. نشان از بي نشان ها، ص 85 به نقل از سجاده عشق در فضيلت نماز شب، محمد مهدي عليقلي

اميرالمؤمنين (عليهالسلام) شبي از مسجد كوفه به سوي خانهي خويش حركت كرد در حالي كه كميل ابن زياد كه از دوستان خاص آن حضرت بود او را همراهي ميكرد در بين راه از كنار خانهي مردي گذشتند كه صداي تلاوت قرآنش بلند بود و اين آيه را «امن هو قانت آناء الليل...»(1) با صداي دلنشين و آهنگ حزين ميخواند، كميل از حال اين مرد لذت برد و از روحانيت او خوشحال شد بي آنكه بر زبان چيزي براند، امام عليهالسلام رو به سوي او كرد و گفت: سر و صداي اين مرد مايه اعجاب تو نشود، او اهل دوزخ است، به زودي خبر او را به تو خواهم داد، كميل از اين مسأله در تعجب فرو رفت، نخست اين كه امام (عليهالسلام) به زودي از نيت او آگاه گشت، ديگر آن كه شهادت دوزخي بودن آن مرد ظاهر الصلاح را داد، مدتي گذشت تا سرانجام كار خوارج به آن جا رسيد كه در برابر اميرمؤمنان ايستادند و حضرت با آنها پيكار كرد و جنگيد در حالي كه قرآن را آن گونه كه نازل شده بود حفظ داشتند، رو به كميل كرد در حالي كه شمشير در دست آن حضرت بود و سرهاي آن كافران طغيانگر بر زمين افتاده بود با نوك شمشير به يكي از آن سرها اشاره كرد و فرمود: اي كميل «امن هو قانت آناء الليل» يعني اين همان شخصي است كه در دل شب تلاوت قرآن مينمود و حال او و ياران او ترا برانگيخت، كميل حضرت را بوسيد و استغفار كرد(2) .
آري هر كس نماز شب خواند بهشتي نيست، پيش از نماز شب ولايت محمد و آل محمد است؛ زيرا كه بدون ولايت، عملي قبول نيست، چه رسد كه كافري قرآن و نماز شب بخواند.
1.زمر/9
2.تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج 19، ص 398.

رهبر معظم انقلاب حضرت آيت اللَّه خامنه اي (دامت ظله العالي)در اهميّت نماز شب مي فرمايند:
«نماز شب بخوانيد و آن هم نماز شب با توجّه، نماز شبي كه مي فهميد چه مي كنيد، نه نمازي كه در آن توجّه نباشد. نماز شب بايد با توجه و عنايت باشد. اثر نماز شب در شما كه جوان هستيد، بسيار زيادتر از نماز شبي است كه «من» مي خوانم.
اين اثرات را حفظ كنيد و چيزهايي كه براي هدف و تكاملتان لازم است فرا بگيريد و ايام را از دست ندهيد كه اين ايّام و اين فرصتها قابل بازگشت نيستند».(1)
1.درس اخلاق مقام معظم رهبري، ص ،48 به نقل ازسجاده عشق، محمد مهدي عليقلي، ص 9.

علامه بحرالعلوم:
آخوند ملا زين العابدين روايت كند كه مرحوم بحرالعلوم شبها در كوچه هاي نجف اشرف گردش ميكرد براي بينوايان و گرسنگان نان و غذا ميبرد ناگهان طلاب متوجه شدند كه سيد درس را تعطيل كرد هر چه اصرار كردند كه درس را شروع كند نپذيرفت. سرانجام من را واسطه قرار دادند كه خواهش كنم درس را شروع كند، شرفياب محضر پرنورش شدم خواهش كردم كه درس را شروع كند، فرمود: هرگز درس نخواهم گفت، پس از مدتها طلاب دوباره مرا واسطه قرار دادند كه براي بار دوم خواهش كنم كه درس را شروع كند، براي بار دوم شرفياب محضرش شدم پرسيدم چرا درس را شروع نميفرمائيد؟ فرمود: براي اين كه از اين جمعيت طلاب صداي ناله و تضرع و زاري و مناجات با خدا در دلهاي شب نشنيدم با اين كه من اغلب شبها در كوچه هاي نجف گردش ميكنم طلبه اي كه نماز شب نخواند استحقاق اين كه برايش درس بگويم ندارد، تا طلاب اين حرف را شنيدند همه اهل تضرع و زاري و شب زنده داري شدند، شبها صداي مناجات و نيايش و گريه طلاب از هر سو به گوش ميرسيد، چون فهميد طلاب شب زنده داري ميكنند براي بار ديگر درس را شروع كرد(1).
1.قصص العلماء، ص 174، به نقل از سايت قنوت دات نت.

در حالات مرحوم شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء كه از بزرگانِ علما در قرن سيزدهم و ساكن نجف اشرف بوده، آمده است:
در يكي از شبها كه براي «تهجّد» برخاست، فرزند جوانش را از خواب بيدار كرده و فرمود: برخيز به حرم مطهّر مشرّف شده و در آنجا نماز بخوانيم. فرزند جوان كه برخاستن از خواب در آن ساعتِ شب برايش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت: من فعلاً مهيّا نيستم شما منتظر من نشويد؛ بعداً مشرّف مي شوم.
فرمود: نه، من اين جا ايستاده ام؛ برخيز، مهيّا شو كه با هم برويم. آقا زاده، بناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم راه افتادند. كنار درِ صحنِ مطهّر كه رسيدند، آن جا مرد فقيري را ديدند كه نشسته و دست نياز به طرف مردم دراز كرده است. آن عالم بزرگوار ايستاد و به فرزندش فرمود:
اين شخص در اين وقتِ شب براي چه اين جا نشسته است؟
گفت: براي تكّدي از مردم.
فرمود: آيا چه مقدار ممكن است از رهگذران، عايد او گردد؟ گفت: احتمالاً يك تومان (به پول آن زمان)
مرحوم كاشف الغطاء فرمود: فرزندم! درست فكر كن و ببين اين آدم براي مبلغ بسيار اندك و كم ارزش دنيا (آن هم محتمل)، در اين وقت شب از خواب و آسايش خود دست برداشت و آمد در اين گوشه نشست و دست تذلّل به سوي مردم دراز كرد! آيا تو، به اندازه اين شخص، به وعده هاي خدا درباره شب خيزان و متهجّدان اعتماد نداري كه فرموده است: «فَلاَ تَعْلَمُ نفسٌ ما أخفي لهم من قرَّة أعينٍ» ؛هيچ كس نمي داند چه پاداشهاي مهمّي كه مايه روشني چشمهاست براي آنها نهفته شده (1) گفته اند آن فرزند جوان از شنيدن اين گفتار پدرِ زنده دل خود چنان تكان خورد و تنبّه يافت كه تا آخر عمر از شرف وسعادت بيداري آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترك نشد.(2)
1.سجده/17
2. شب مردان خدا، ص 44 و 45 به نقل ازداستانهاي شيرين از نماز شب، سيد عبدالله حسيني

در حالات پدر استاد مطهري(رحمة الله )
از زبان استاد شهيد مرتضي مطهري نقل شده كه ما يك سلسله لذت هاي معنوي داريم كه معنويت ما را بالا مي برد.
براي كسيكه اهل نماز شب باشد، جزو صادقين و صابرين و مستغفرين باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد.
لهذا كساني كه چنين توفيقاتي داشته اند و ما چنين اشخاصي را ديده ايم، به لذت هاي مادي اي كه ما دل بسته ايم هيچ اعتنا ندارند. چه مانعي دارد كه من ذكر خيري از پدر بزرگوار خودم بكنم.
از وقتي كه يادم مي آيد (حداقل از چهل پيش) من مي ديدم كه اين مرد شريف هيچ وقت نمي گذاشت و نمي گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخير بيفتد.
شام را سر شب مي خورد و سه ساعت از شب گذشته مي خوابيد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و شبهاي جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مي شود و حداقل قرآني كه تلاوت مي كند يك جز است و با چه فراغت و آرامشي نماز شب مي خواند. حالا تقريبا صد سال از عمرش مي گذرد و هيچ وقت من نمي بينم كه يك خواب ناآرامي داشته باشيد، و همان لذت معنويست كه اين چنين نگهش داشته، يك شب نيست كه پدر مادرش را دعا نكند. يك نامادري داشته كه به او خيلي ارادتمند است و مي گويد: خيلي به من محبت كرده است شبي نيست كه او را دعا نكند. يك شب نيست كه تمام خويشاوندان و ذي حقان و بستگان دور و نزديكش را ياد نكند. اينها دل را زنده مي كند.
آدمي اگر بخواهد از چنين لذتي بهره مند شود، ناچار از لذتهاي مادي تخفيف مي دهد تا به آن لذت عميق الهي برسد.(1)
1. حق و باطل، ص 170 به نقل از سجاده عشق در فضيلت نماز شب، محمد مهدي عليقلي

برچسب: نویسنده: کوروش زمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 18:41

صفحه بندی